پاره‌های شاعری ـ سیزده

مرا…
کیفیتِ چشمِ تو کافی‌ست…

ریاضت‌کِش…
به بادامی بسازد

(منسوب به باباطاهر)

پاره‌های شاعری ـ دوازده

این در به صبر کوفتن
از دردِ بی‌کسی‌ست

(احمد شاملو)

پاره‌های شاعری ـ یازده [یا حالا هی بگو بین ما هیچی نیست، فقط رفته بودیم تئاتر!]

حدیثِ بوسه رها کن

دریغْ نامِ تو باشد که بر زبانی رفت…

(اوحدی)

پاره‌های شاعری ـ ده

آه از شوخیِ چشمِ تو
که خون‌ریز فلک

دید این شیوه‌ی مَردم‌کُشی و
یادگرفت

(هـ. ا. سایه)

پاره‌های شاعری ـ نُه

حلقه‌ای بر در بزن
گر درنیایی هم رواست

(عطار)

پاره‌های شاعری ـ هشت

توبه ز گناهی
که جزایش این است

(فخرالدّین عراقی)

پاره‌های شاعری ـ هفت

گر اجابت کنی و
گر نکنی

چاره‌ی من دعاست
می‌خوانم

(سعدی)
کیارستمی، عباس، سعدی از دست خویشتن فریاد، (تهران: نیلوفر، ۱۳۸۷)، ص ۳۵۲

پاره‌های شاعری ـ شش

این قوم را
تصوّرِ سنگِ مزار کن

(صائب تبریزی)

پاره‌های شاعری ـ پنج

سزد که مرغِ شب آید به بامم و
تو نیایی؟

(معینی کرمانشاهی)

پاره‌های شاعری ـ چهار

یا دل مده
یا ترکِ سر کن

(ملک‌الشعرای بهار)