شرمنده اگر چیز شد توی نظرتان.
ما اصلاً قصد چیز نداشتیم به نظر شما.
اما این پورج خان چند صباحی است چیز زده است به روانمان بسکه دیر به دیر می آید و ما همچنان منتظر و چیز زده می مانیم…
سلام
یه پست اضمحلال مغز اینجا بود کوش؟ من خیلی دوستش داشتم. : ((
چرا حذفش کردی؟ ندیده بودم پست هات رو بعد از انتشار برداری چیزی شده؟ خیلی قشنگ بود برش گردون لطفا
چرا نمی نویسی دیگه رفیق؟ عاشق شدی یا فارغ؟ فکر دل ما هم باش که به یه عشقی می آئیم اینجا رو بخونیم. با همون پست های قبلی مواجه می شیم. جدیدا همانطور که کامنت بالائی گفت پست هات هم برمی داری . با ما به از آن باش که با خلق جهانی پورج جان
میخواهم برای او بگویم که این دنیا بدون عشق نمیارزد… حتی اگر که من بگویم.
۲۳ آبان ۱۳۹۰ در ۱۵:۰۵نفس عمیق می کشم.
۲۳ آبان ۱۳۹۰ در ۲۱:۲۶همچین محکم بکوب شایسته ی بی کسی باشه
۲۴ آبان ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۴اگر به گاه آمده باشی دربان در انتظار توست… ولی این گاه ما کی می رسد بنده بی خبرم.
۲۶ آبان ۱۳۹۰ در ۰۰:۱۳آه.
۲۶ آبان ۱۳۹۰ در ۲۳:۳۲شاید هم در عوضی را می زنیم…هااان؟!
۲۸ آبان ۱۳۹۰ در ۱۴:۴۴در خرابه… زنگ بزن!!!
۲۹ آبان ۱۳۹۰ در ۰۴:۴۱همیشه عاشق آدم هایی هستم که با نظر دادن شان چیز میکنند تو نظر قبلی!
۲۹ آبان ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۵شرمنده اگر چیز شد توی نظرتان.
۳۰ آبان ۱۳۹۰ در ۰۴:۴۹ما اصلاً قصد چیز نداشتیم به نظر شما.
اما این پورج خان چند صباحی است چیز زده است به روانمان بسکه دیر به دیر می آید و ما همچنان منتظر و چیز زده می مانیم…
که تا باد..زیاد باد این درد ها را
۳ آذر ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۸غمت در نهانخانه دل نشیند
۳ آذر ۱۳۹۰ در ۱۳:۴۲گاهی باید با سر بری تو هر چی در.
۳ آذر ۱۳۹۰ در ۲۲:۲۵بی کس نیستم
۱۸ دی ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۲همه کسم خداست……
نوشته های تو از شعرهای شاملو قشنگ ترند پورج جان :*
۴ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۸:۲۳سلام
۴ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۸:۳۱یه پست اضمحلال مغز اینجا بود کوش؟ من خیلی دوستش داشتم. : ((
چرا حذفش کردی؟ ندیده بودم پست هات رو بعد از انتشار برداری چیزی شده؟ خیلی قشنگ بود برش گردون لطفا
چرا نمی نویسی دیگه رفیق؟ عاشق شدی یا فارغ؟ فکر دل ما هم باش که به یه عشقی می آئیم اینجا رو بخونیم. با همون پست های قبلی مواجه می شیم. جدیدا همانطور که کامنت بالائی گفت پست هات هم برمی داری . با ما به از آن باش که با خلق جهانی پورج جان
۷ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۵