سودای تو کرد…
لاابالی دل را
سودای تو خالی کرد…
اعجوبه ای واسه خودت!! اینو ۶ ساله دارم تو دلم می گم…
سایه مژگان گرانی میکند بر چشم یار از پرستاران بود بیماری این بیمار را
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند.
سودای دام عاشقی از سر به در نکرد
خانوووم! میدونی چیه؟ منظورم نه اون تیکهی نیش زدنش بود نه اون تیکهی آواز خوندنش. یه کم بجای اون قابلمهها به من نیگا میکردی مجبور نبودم اینقد منظور تو منظور بگم همه چیمو!
آه…/
مفتون و حریص بر کلام شماییم
بنویسید دیگه توروخدا
خوب می فهمی
))))) ماشالا
نام
ايميل
سایت
لاابالی دل را
۱۷ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۰:۳۶سودای تو خالی کرد…
۱۷ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۹اعجوبه ای واسه خودت!! اینو ۶ ساله دارم تو دلم می گم…
۱۹ خرداد ۱۳۹۰ در ۰۲:۴۶سایه مژگان گرانی میکند بر چشم یار
۲۰ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۱از پرستاران بود بیماری این بیمار را
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
۲۰ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۳شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند.
سودای دام عاشقی از سر به در نکرد
۲۱ خرداد ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۹خانوووم! میدونی چیه؟ منظورم نه اون تیکهی نیش زدنش بود نه اون تیکهی آواز خوندنش.
۹ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۳۸یه کم بجای اون قابلمهها به من نیگا میکردی مجبور نبودم اینقد منظور تو منظور بگم همه چیمو!
آه…/
۱۸ تیر ۱۳۹۰ در ۱۴:۵۱مفتون و حریص بر کلام شماییم
۱۹ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۱۹بنویسید دیگه توروخدا
۲۸ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۴۸خوب می فهمی
۱ امرداد ۱۳۹۰ در ۰۰:۲۴
))))) ماشالا
۱۶ شهریور ۱۳۹۰ در ۰۸:۱۷