چهارشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰
- آقاجون ولکن…
دستشو ولکن آقاجون…
بیا میخوایم بریم روزنامه بخریم.
جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی)، ۱۳۸۹
- آقاجون ولکن…
دستشو ولکن آقاجون…
بیا میخوایم بریم روزنامه بخریم.
جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی)، ۱۳۸۹
ـ خوب نظرت چیه؟
۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۴ـ در مورد چی؟
ـ مگه نمیدونی؟
ـ نه …
ـ پدرت چیزی نگفت؟
- نه!
سیمین : اون می فهمه که تو پسرشی؟
۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۸نادر : من که می فهمم اون پدرمه
آقا دمت گرم
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۰چه ذوقی داری تو
خدا چه حالی بهت داده
سه تا جمله مینویسی از یه فیلمنامه مو رو تن آدم سیخ میشه
ما دوست داریم
واقعن مویی سیخ میکرد این دیالوگای معمولی ش
۲ خرداد ۱۳۹۰ در ۲۰:۳۵این فیلم منو کشته
۱۲ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۲-علی زن گرفته…
- علی…علی کیه؟!
- علی زن گرفته…
- آره… علی زن گرفته.
۲۰ امرداد ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۴