چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۰
شما بلدی همچین از زندگیت بنویسی که آدم پیش خودش شامِ آخرِ شبِ آن خانه را بیغلط سفره بچیند. واردی؛ منتها مالِ ما اینریختی نیست. نه که بد گشته باشیم؛ ولی وقتی «توالت» واسه آقات مستراح باشد، واسه ننهت رنگِ روی لبش… قصهی خانهت کتابشدنی نیست.




حقیقتاً … توالت هم برای خودش سوفیایی دارد … فیلش هم ما!
۳۱ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۳:۱۳baaz ham ke neveshti o del bordi aaghaa… motshakkeram az een ghalam-e shivaa yat doost e aziz.
۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۰:۱۰اراااااااااااااااااااااااااااااااااااااادت
۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۰جالب می نویسید
۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۵:۵۳موفق باشید
بله …
۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۵:۲۶gharare dele gerefteam neveshtehaye shomast
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۰۳:۵۳