۷

«پدر» یک اسم است. مثل غلام‌علی.
این بزرگی‌های خویش‌فرما را بگذارید کنار. این اعتباری که برای هی… هی… کردن‌های سرِ پیری‌تان، قابِ نقره گرفته‌اید. پدر شدن فتحِ هیچ قله‌ی دور و بلندی نیست. مرتبه‌ای که شما درخورش باشی، باقی توده‌ی نالایقِ محروم. این پولک‌های حرمتی که به رخت‌ولباس‌تان ضمیمه کرده‌اید، بزرگ‌تان نمی‌کند. پدر شدن کارِ یک شبِ پاییز است، یا تلافیِ بدمستی، یا هضمِ خواهشِ مدت‌دارِ عیال، یا غفلتی سرِ بزنگاه. شاید ذوقِ قدکشیدن بود، برای تویی که کوچک نگاهت کرده بودند. کسی دِینی ندارد اگر فرزندِ نداشته‌های توست؛ ولی تو مدیونی اگر مانده‌ای زیرِ بارِ مابقیِ سهمِ کسی.
گربه‌های نرِ بالغ هم پدرند. تو برو بابای بچه‌هایت باش.

نظر شما را دیگران نمی‌بینند.

17 − 10 =