۱۲

می‌گن رطیل که می‌زنه، می‌ره سر درِ خونه می‌شینه، وقتی جسدِ باد کرده‌ی شکارشو میبرن شروع می‌کنه آواز خوندن. نه که این‌بابا رطیل باشه؛ نه. منظورم این یه تیکه نیش زدنه نیست. اون یه تیکه‌ آواز خوندنشه.

 

کیمیایی، مسعود، جسدهای شیشه‌ای (تهران: اختران، ۱۳۸۷)، ص ۲۶۹

نظر شما را دیگران نمی‌بینند.

2 × پنج =