۸

«دوستت دارم» سجلِ عاشقی‌ست. همه‌ی داروندارِ آدم‌هایی که یک‌وقتی دل‌شان قرص بوده به این دوستت دارم. باید بلدش باشی. راست توی چشم‌های آدمت نگاه کرده باشی که ببینی چه گِردیِ چشمش پُرآب شده وقتی حواسش به حرفِ توست. باید شنیده باشی که بعدش چه شمرده حرف می‌زند، یواش…
سرمشق دست‌تان نمی‌دهم. بنچاقش هم به اسمِ ما نیست. ولی حرمتِ حرف‌ را باید به قاعده گذاشت. دوستت دارم با «خوبم، شما چه‌طوری؟» توفیر دارد. دوستت دارم را باید جایی بگذاری که اگر قسمت نشد، تتمه‌ی زندگی به‌جایش بماند و بروی. جایی که کاری برای آن چند ثانیه‌ی بعدش نداشته باشی، برای آن وقتی که کج نگاهت می‌کند.
انگار خاطرمان را معطلِ قصه‌‌ی سیب کردیم. و الا دوستت دارم یعنی دو نفری وسطِ شمشادهای بهشت، گرگم‌به‌هوا.

نظر شما را دیگران نمی‌بینند.

10 − 5 =